به بهانه ی سال نو...

چقدر خوبه که آدم، حرف، زیاد داشته باشه برای گفتن؛ خاطره ،زیاد داشته باشه برای تعریف کردن؛ تجربه ،زیاد داشته باشه برای به اشتراک گذاشتن ...

چقدر این زیاد داشتن ها ، بر خلاف بعضی زیاد داشتن های دیگه خوبه؛

البته بشرطیکه این حرفها فقط پرحرفی و ورّاجی نباشه؛ یا اینکه خاطراتی که تعریف میکنیم برای بقیه؛ احساس خوبی رو در اونها ایجاد کنه و منظور و هدف خوبی رو برسونه؛ و اینکه نخواسته باشیم تجربه هامونو بزور بکنیم توی حلق یک عده ،که مثلاً ما بیشتر و بهتر میفهمیم؛

چندوقتی رو کمتر حرف زدم و بیشتر گوش دادم؛ کمتر نوشتم و بیشتر خوندم؛ بیشتر خودمو مرور کردم و بیشتر توی خاطرات ریز و درشتم گشتم ؛ خیلی بهش نیاز داشتم؛ خیلی زیاد؛

بهتر بخوام بگم، خودم افتادم به جون خودم، نیاز به تعمیر اساسی داشتم؛

چیزی به پایان سال نمونده، همه، این روزا درگیر خانه تکانی و نوشدن و تغییر و تحولن؛ حتماً اینو هم شنیدید که میگن خانه تکانی دل، واجبتره؛

این مدت دیدم خانه تکانی ذهن، شاید حتی واجبتر از هر دوی اینها باشه؛

اینکه ذهن و فکرمو از یکسری اندیشه ها و خاطره ها و یه جاهایی از گذشته، پاک کنم و به دیدم وسعت بیشتری بدم؛

ذهن که وسیع شد، دل هم، رها میشه؛ و باور کنید لذت زیادی داره این رها شدن و وسیع شدن؛

خدایا توی این سال جدید؛ به همه ی دوستانم دل و ذهنی رها ببخش و عاقبت همه رو ختم به خیر کن؛

سال نو رو پیشاپیش به همه تبریک عرض میکنم و براتون آرزوی سالی پربار و لبریز از سلامتی و شادی و خوشبختی میکنم؛

برای منم اگه مجالی بود، دعا کنید که خیلی محتاجم

یا حق

/ 0 نظر / 10 بازدید