خدا به همراهت...

یک شب به ناگه آمدی از یک سفر گفتی

در پیش چشم عاشقم بار سفر بستی

گفتی نمیخواهی دگر عشق مرا، امّا

دل از پی ات آرام می آمد، نمیدیدی

از من گذشتی دور گشتی، دورِ دورِ دور

زیرا که معنای نگاهم را نفهمیدی

ای کاش وقت رفتنت آبی به چشمم بود

پشت سرت میریختم شاید که برگردی

من ماندم و یک عالمه حسرت، ولی دیگر

تو هرگز از این راهِ رفته، بر نمیگردی

رفتی؟ برو، دست خدا پشت و پناهت یار

من هم خدایی دارم و امّا نمیدانی

/ 31 نظر / 70 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همسفر جاده دلتنگی

بادبادک با آن که می داند زندگی اش به نخی بند است، باز هم در آسمان می رقصد و می خندد ... بخند و نگران نباش و بدان که نخ زندگی در دستان خداست ...

همسفر جاده دلتنگی

بودن با کسى که دوستش ندارى، و نبودن با کسى که دوستش دارى، همه اش رنج است، پس اگر همچون خود نیافتى مثل خدا تنها باش و اگر یافتى، آنرا چنان حافظ باش که گویا جزئی از وجود توست

همسفر جاده دلتنگی

صدای باران زیباترین ترانه ی خداست که طنینش زندگی را برای ما زیبا تر می کند نکند فقط به گل آلوده ی کفش هایمان بیندیشیم

همسفر جاده دلتنگی

به عقب بنگرید و خدا رو شکر کنید. به جلو بنگرید و به خدا اعتماد کنید. او درهایی را می بندد که هیچکس قادر به گشودنش نیست و درهایی را می گشاید که هیچکس قادر به بستنش نیست...

موذنی راد

سلام لیلی جان چه قدر دلتنگ نوشته هات بودم آرام و زیبا مثل صدای قشنگت ...[گل] موفق باشی دوست نازنینم

سيد

سلام خوشا عشق و خوشا ناكامي عشق[گل]

عمه

سلام.میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها مبارکباد

دخترپاييز

[گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][دست][دست][دست][دست][دست]

عمه

سلام...؟انشاالله روزگارت به طراوت گل وشیرینی عسل باشه