ترانه ام برای تو...

چه سرده روزگار من، از این سرمای بی مهریت

تمام بغض پنهانم، شکست آهسته از دوریت

تو میگفتی نفس میشی، مث خون تو رگ و جونم

ولی رفتی و بی تو من، دارم هر لحظه جون میدم

ببین ابر دو چشم من، همش هر لحظه میباره

و این سیل غمت با خود، منو تا ناکجا برده

چه سنگینه قدمهام و ، چه سوت و کوره این شبها

منم با خاطرات تو، تو این دنیا تک و تنها

یه دنیا عاشقت بودم، تمام هستی ام بودی

برام اما توی قلبت، نبود از اولم جایی

همه میگن ز دل میره، کسی که میره از دیده

و جای پای احساسش، نمیمونه توی سینه

تو اما با خودت بردی، دل و دین و تمام رو

تمام من تو بودی و ، حالا راهی شده با تو

بدون تا آخر دنیا، دل من با تو میمونه

و چشمم دیگه دنیا رو، بدون تو نمیبینه

بلاگردونتم ای یار، نبینی رنگ غمها رو

گذشتم از تو امشب تا، خدا هم بگذره از تو

707625_sc23RbsT.jpg

/ 1 نظر / 16 بازدید